حضور سارینا جونی در ماه رمضان 92 + سالگرد ازدواج مون....
خدا رو هزار مرتبه شکر که عمری داد و دوباره تونستیم ماه رمضان رو درک کنیم... امسال در واقع اولین سالی بود که شما دیگه شیر من رو نمی خوردی و من با خیال راحت تمام روزه هایم رو گرفتم... سارینا جونم... ماه رمضان سال ٩٢ همراه بود با کلی خاطرات خوب و به یادماندنی مشترک من و بابا محمد.هر سال مامان جونی شون نیمه ماه رمضان رو که تولد امام حسن مجتبی (ع) هست رو آش نذری می دهند... در سال ٨٦ در چنین روز خجسته ای جشن نامزدی من و محمد بر پا شد. اتفاقا امسال سالگرد ازدواج مان هم مصادف شده بود با شب های قدر که این تقارن رو به فال نیک گرفتیم و از صاحب شب های قدر خواستیم که خودش حافظ زندگی مون باشه و کمکمون کنه تا بتونیم مسیر زندگی مو...
نویسنده :
مامان محدثه
3:06





